نوشته1
سلام پسر قشنگم خیلی دیر شروع کردم به خاطره نویسی برات
اینجا قرار بود از اول بارداری خاطره هات ثبت شه ولی مامان بارداری نرمالی نداشت و ترسهام باعث شد که نیامو ننویسم ![]()
بعد از اونم درگیر بودم و نتونستم ولی کم کم شروع میکنم به نوشتنشون عزیز دلم که بعدا بیای و این خاطره هارو بخونی و لذت ببری ![]()
عاشقتممممم پسر مامان![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



نوشته1 
